تلاش برای رشد و توسعه

بیایید فارغ از دیگران به راهمان ادامه دهیم.

همین که حس کنیم امروز قدمی بهتر به‌سمت اهدافمان برداشته‌ایم یعنی بُرده‌ایم.

ممکن است همین یک قدم بتواند یک هفته‌ی ما را بسازد.

ممکن است همین یک قدم آنقدر به ما روحیه بدهد که دیگر سبک زندگی‌مان شود.

 

آیا این که هر روز به این امید چشم باز کنیم که فقط یک قدم به رویاهایمان نزدیک‌تر شویم مسئله‌ای کم‌اهمیت است؟!

به‌نظر من نه، همین عامل می‌تواند چنان انگیزه‌ای به وجود ما بدهد که علی‌رغم هزاران مشکل باز هم برای شروعش مشتاق باشیم.

 

من دیشب دیروقت به‌خواب رفتم.

اما صبح بخاطر کلاس صبحگاهی سمپوزیوم توسعه فردی و با وجود بی‌حالی ناشی از بیماری با اولین زنگ هشدار گوشی‌ام نیم‌خیز شدم و از جا برخاستم.

چرا؟!

چون ذوق داشتم تا بصورت آنلاین در جمع دوستانم حاضر شوم و بدین‌ترتیب قدمی هرچند کوچک در جهت پیشرفتم بردارم.

اگر از همین لحظاتی که می‌توانست در خواب سپری شود؛ به بهترین شکل ممکن استفاده کنم، این برایم نوعی پیشرفت خواهد بود.

ساعات خلوتی که اعضای خانواده خواب هستند و خانه در سکوت فرو رفته است می‌توانم در نهایت آرامش بنویسم و فکر کنم.

 

اصلا آمدیم و امروز طبق معمول روزهای قبل، دوباره مدت زمان طولانی برق رفت!

آنوقت چقدر باید خودم را سرزنش می‌کردم که کاش وقتی برق بود بیدار می‌شدم و  از وقتم  استفاده‌ی بهتری می‌کردم؟!

کل روز را اینگونه بر خودم زهر می‌کردم برای چند لحظه‌ خوابیدن بیشتر؟!

واقعا می‌ارزد؟!

بعید می‌دانم.

 

گاهی این خود ما هستیم که با تنبلی سد راه و پیشرفت خود می‌شویم.

خواب و استراحت برای بدن لازم است، اما خب همه‌ی زندگی را که نمی‌شود به آن گذراند.

که اگر این چنین باشد پس تفاوت انسان با دیگر مخلوقات چه خواهد بود؟!

 

هر شخصی در زندگی‌اش، خودش باید سرعت رشدش را مشخص کند.

یک نفر لاک‌پشت‌وار حرکت می‌کند و دیگری خرگوش‌وارانه.

این دیگر بستگی به هر فرد دارد و مسئله‌ای نیست که بابتش بخواهیم دیگران را تشویق یا تنبیه کنیم.

هرکسی به فراخور زندگی و احساس نیازهایش دست به عمل می‌زند.

 

درواقع تا زمانی که این احساس نیاز در افراد شکل نگیرد به‌هیچ عنوان نمی‌توان آن‌ها را به‌زور به کاری مجبور کرد.

که البته درست هم نیست.

هر شخصی خودش باید برای زندگی‌اش تصمیم‌گیری کند.

زندگی خصوصی دیگران و اقداماتی که دوست دارند انجام دهند ربطی به ما ندارد.

مگر اینکه خودشان به سمت ما دست کمک دراز کنند.

آن وقت است که ما می‌توانیم از تجربیاتمان برایشان بگوییم.

تازه در همین مرحله نیز باید فقط تجربیاتمان را در اختیارشان قرار دهیم نه اینکه به زور بخواهیم مجبورشان کنیم تا حرف‌های ما را صفر تا صد عملی کنند.

 

دوست عزیزم خودت باید مسیر رشد و توسعه‌ات در زندگی را مشخص کنی.

چون تو تصمیم‌گیرنده‌ای نه دیگران.

طوری زندگی کن که خودت دوست داری و به گفته‌های دیگران اهمیت نده.

این زندگی متعلق به توست.

پس طوری اداره‌اش کن که در وهله‌ی اول خودت آرامش داشته باشی و از آن لذت ببری.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.