یک‌سال گذشت…

از انتشار اولین پستم در سایت، دقیق یک سال گذشت.

از همان شب، به‌سرعت شروع کردم به تایپ کردن داستان‌ها و دیگر نوشته‌هایم در سایت.

در این یکسال، تجربیات متفاوتی کسب کردم.

گاهی اتفاقاتی رخ داد که برای به‌روز نگه‌داشتن سایت، دلسرد شدم.

اما اجازه ندادم که این دلسردی تاثیر منفی روی نوشتنم بگذارد.

امروز برایم موفقیتی بزرگی حساب می‌شود، چون توانستم به تعهدی که داشتم عمل کنم.

در این بین گاهی پیش آمد که حال روحی یا جسمی‌ام مناسب نبود.

اما باز هم با علاقه، به انجام کاری که دوستش داشتم پرداختم.

حال؛ کودک من یک‌ساله شده، و باید آن را برای روزهای بعدی حیاتش مُهَیا کنم!

من در این یک‌سال سعی کردم نوشته‌هایی در سایت منتشر کنم که در وَهله‌ی اول تلنگری باشد برای خودم، و بعد به این نکته توجه کردم که شاید برای دیگران نیز مفید باشد.

حالا دیگر نمی‌دانم چقدر مطالب سایت برایتان جذاب و کمک‌کننده بوده است.

اما خودم خوشحالم که یک سال تمام را، با نوشتن و انتشار در این فضا گذراندم.

همین که لحظاتم را برای کارهای بیهوده تلف نکردم، حس خوبی دارم.

امیدوارم از این به‌بعد نیز قدرتمند به این تعهد ادامه دهم و روز‌به‌روز به قد کشیدن کودک خردسالم کمک کنم.

 

پ.ن:

ممنون از دوستان و همراهان همیشگی‌ام که با حضورشان در خانه‌ی کوچکم، انگیزه‌ی زیادی به من می‌دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.