سندروم پای بی‌قرار!

بعد از آن که پای کرونا به جهان باز شد، سینماها به تعطیلی کشیده شد.

بعد از دو سال و اندی مسئولین کشور اعلام کردند که درب سینماها به روی مردم باز می‌شود.

مریم از خوشحالی سر از پا نمی‌شناخت.

برای خودش و چند تن از دوستانش بلیط سینما گرفت و راهی آنجا شدند.

به سالن موردنظر رفتند.

روی صندلی خودشان نشستند.

بعد از چند دقیقه بالاخره فیلم شروع شد.

هنوز یک ربع از آغاز آن نگذشته بود که حس کرد پای تماشاچی پشتی، بصورت رفت و برگشت پشتش فرود می‌آید.

کمی جابجا شد.

گویا آن فرد دچار سندروم پای بی‌قرار بود!

بر اثر برخورد مداوم ضربات پای آن فرد، عصبانی شده بود اما سعی داشت تا خودش را کنترل کند.

دیگر از فیلم چیزی متوجه نمی‌شد.

به دوستش که یک صندلی با او فاصله داشت گفت:

+: «وای مینا، دارم کلافه میشم دیگه!»

-: « وا چرا؟! فیلم که انقدر باحاله پس چه مَرگته؟!»

+: «فیلمو چیکار دارم بابا؟ این صندلی پُشتیم انقدر لگد زد تو کمرم، فکر کنم اگر می‌رفت مسابقه‌ی سوارکاری نفر اول می‌شد ماشاالله که انقدر عالی یورتمه میره!»

-: «اُسکل خب برگرد بهش بگو!»

+: «من انقدر عصبانی‌ام که الآن بخوام حرف بزنم شک نکن دعوا میکنم باهاش.»

-: «باشه پس وایسا خودم میگم الآن. فقط داشته باش!»

مینا صورتش را به عقب می‌چرخاند و با توپ پُر رو به پسرک پشت سری می‌گوید:

-: «ببخشید جناب!»

/: « با منید خانوم؟ بله؟»

-: «بله آقا دقیقا با شمام، درست تا لحظه‌ی پخش تیتراژ آخر فیلم قصد دارید پای مبارکتونو (اشاره‌ی مستقیم به پای درحال حرکتش) بکوبونید تو کمرم ایشون؟؟؟!!!!!!»

پسرک کمی خودش را جمع‌وجور کرد و زیرلب یک ببخشید گفت.

دختر به‌سمت مریم بازگشت و گفت:

-: «بیا عزیزم حالا با خیال راحت فیلمتو ببین.»

دختر از دوستش تشکر کرد و اینچنین مشغول تماشای فیلم شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.