صداقتی که ناپدید شد

این روزها به‌جای آن که شاهد صداقت در رفتار و گفتار از انسان‌ها باشیم؛ خلاف آن را می‌بینیم.

به‌جای آن که از آن‌ها معرفت و یک‎‌رنگی ببینیم شاهد تزویر و دورویی‌شان هستیم.

بطوری که هرچقدر ما صادقانه‌تر رفتار کنیم درصد دورویی و ریای آن‌ها نیز بیشتر می‌شود.

من معتقدم که اگر قرار است جواب خوبی را با بدی بدهیم؛ خودِ واقعی‌مان باشیم بهتر است.

حداقل طرف مقابل تکلیفش روشن می‌شود که ما دوست او هستیم یا دشمن!

اما این‌که در ظاهر قربان‌صدقه یکدیگر برویم و پشت سر همدیگر هزاران حرف بزنیم، کمی غیرانسانی است.

کاش روزی فرابرسد که همه‌ی انسان‌ها حتی اگر با ما دشمنی هم دارند دشمنی‌شان قابل مشاهده باشد.

من دشمن واقعی را به دوستی غیرواقعی ترجیح می‌دهم.

حداقل می‌گویم که فلانی به‌این دلیل با من مشکل دارد اما خود واقعی‌اش را می‌بینم نه یک نقاب دروغین.

وقتی یک کاری را دوست داریم انجام بدهیم دیگر ریاکاری چیست؟

وقتی که یک کاری طبق خواست خودمان انجام می‌دهیم دیگر چرا منت می‌گذاریم؟

درک بعضی از انسان‌ها عجیب برایم سخت است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.