کنترل ورودی‌های مغز

من به این نکته باور دارم که ورودی‌هایی که وارد مغزمان می‌کنیم، تعیین‌کننده حال‌ ما در ساعات مختلف روز است.

  • مثلا صبحی را در نظر بگیریم که از خواب بیدار شده‌ایم، هنوز چشمان‌مان باز نشده و به نورِ فضا عادت نکرده است، اولین اقدام ما چیست؟

شاید اولین کاری که اکثریت ما انجام دهیم این باشد که اول به‌دنبال تلفن همراه‌مان بگردیم.
آن را روشن و اتصال به اینترنت ( حالا چه وای‌فای و چه داده‌های تلفن همراه) را فعال ‌کنیم.

اینستاگرام یا سایر شبکه‌های اجتماعی را باز ‌کنیم.
در این هنگام وارد دنیایی از اطلاعات می‌شویم.

با هزاران خبر متاثر‌کننده روبرو می‌شویم که ناخودآگاه روی انرژی و روحیه‌مان تاثیر می‌گذارد.

این اخبار ممکن است مرگ‌و‌میر ناشی از کرونا، خرابی‌های ناشی از سیل یا زلزله، فوت ناگهانی فوتبالیست یا هنرمند موردعلاقه‌مان و… باشد.

اگر صبح خود را با ورودی‌های منفی شروع کنیم ادامه‌ی روز چگونه سپری می‌شود؟

ذهن‌مان خسته می‌شود و دیگر همراهی‌مان نمی‌کند.
نمی‌توانیم هیچ کاری را با تمرکز انجام دهیم.
احساس رخوت و بی‌حوصلگی می‌کنیم.
در برخورد با مسائل کوچک و بی‌اهمیت عصبی می‌شویم و رفتارهای نامتعارف از خود نشان می‌دهیم.
منتظر یک حادثه‌ایم تا به دیگران حمله‌ور شویم تا بلکه کمی خود را خالی کنیم.

حال اگر روزمان را این‌گونه و به‌شکل دیگری شروع کنیم، بهتر نیست؟؟

  • فکر کنید صبح پس از آن که چشم باز کردیم از جا بلند شویم و با خانواده یا دوستانمان صبحانه بخوریم.
    از اتفاقات خوب و مثبت حرف بزنیم و به دیگران حال خوب بدهیم.
    با ذهنی آرام و روحیه‌ای خوب به سراغ کارهای روزمره‌مان برویم.

چنین شروع صبحی بهتر از قبلی نیست؟!!

من خودم همیشه سعی می‌کنم که اخبار گوش ندهم.
اخبار فقط خوراک‌های بی‌مصرف به وجودمان منتقل می‌کند.
این‌که در فلان جای دنیا چه اتفاقی افتاده است که مردم به کوچه و خیابان ریخته‌اند و چندین نفر کشته ‌شده‌اند چرا باید برای من مهم و جذاب باشد؟

دیدن و شنیدن این اخبار چه دردی از من دوا می‌کند؟

آیا به موفقیت من کمکی می‌کند؟

برای چه باید بنشینم و به بدبختی‌هایی که سر دیگران آمده است نگاه کنم؟
آیا واقعا انقدر وقت من بی‌ارزش است؟
به‌جای چنین کاری، به اتاقم می‌روم صفحه‌ای از دفتر را باز می‌کنم و بی‌وقفه شروع به نوشتن می‌کنم یا کتابی بدست می‌گیرم و مشغول مطالعه‌ی آن می‌شوم.


خب حالا جمله‌کوتاه امروز را بنویسم:
ورودی‌ها و خوراک مغزی‌ات را کنترل کن تا روز بهتری داشته باشی.


من معتقدم که مشکلات هست، پس چرا دیگر خودمان هم مزید بر علت شویم تا حال بدی را تجربه کنیم؟

درست است که شرایط زندگی سخت شده است اما حداقل آن قسمتی از ماجرا که در دستان خودمان است را مدیریت کنیم تا حال بهتری داشته باشیم.

خوراک‌های مغزی مثبت به ذهن‌مان بدهیم تا از زندگی لذت بیشتری ببریم.
در این‌صورت در شغل و زندگی نیز موفق‌تر خواهیم بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.