نه به مهمان ناخوانده

در قرن ۲۱ زندگی می‌کنیم اما هم‌چنان به سبک و سیاق سال‌ها و دهه‌های قبل رفتار می‌کنیم.
برای مثال هنوز هم هستند کسانی که برای رفتن به خانه‌ی دیگران سرزده اقدام کنند.
علی‌رغم چندین سیمکارت و خط در اطرافشان باز هم ترک عادت نکرده‌اند.

از قدیم هم که گفته‌اند:
« ترک عادت موجب مرض است!»

 

من خودم به شخصه، خانه‌ی خواهرم نیز بی‌خبر نمی‌روم.
درحالی که مگر از خواهر به آدم نزدیک‌تر هم هست؟!
من همیشه با خودم فکر می‌کنم شاید کار داشته باشد، شاید حوصله نداشته باشد یا هزاران شاید دیگر.
تازه این که خانه‌ی خواهرم است و می‌دانم با من ذره‌ای تعارف ندارد.

نمی‌دانم چگونه یک سری از افراد صبح از خواب بیدار می‌شوند برای خودشان تصمیم می‌گیرند و راه می‌افتند که بروند خانه‌ی فلانی.

خوب است قبل از انجام هرکاری لحظه‌ای فکر کنیم.

شاید آن بنده‌خدا در خانه‌اش چیزی برای پذیرایی از شما نداشته باشد!
شاید حوصله‌ی پذیرایی کردن نداشته باشد!
شاید شب قبل بد خوابیده و آن روز را بخواهد تماما بخوابد و استراحت کند.

آیا این نوع رفتار مردم‌آزاری نیست؟!
تازه قسمت جالب قضیه اینجاست سرزده که می‌روند هیچ؛ ممکن است در ذهن‌، خودشان را برای شام و ناهار نیز وعده بگیرند!

به فرض مثال شاید آن فرد آن روز جز تخم‌مرغ چیز دیگری در یخچالش موجود نباشد، یا فریزرش کاملا پاکیزه باشد.
با رفتن سرزده‌ی شما او چه حالی ممکن است پیدا کند؟!

اگر جوان باشد و پولی در بساط داشته باشد غذایی سفارش می‌دهد یا با همان تخم‌مرغ یک جوری سر و ته ماجرا را جمع می‌کند.
اما وای به‌حال آن‌که سنی از او گذشته باشد از خجالت در لحظه، به چندین رنگ مختلف تبدیل می‌شود!

آیا شرمنده کردن دیگران کار درستی است؟

بیایید بُعد دیگری از مسئله را با هم بررسی کنیم.

خانه‌ای بهم ریخته که صاحب‌خانه آن روز حوصله‌ی جمع کردن وسایل را نداشته است.
جلوی تلویزیون لم داده و درحال دیدن فیلم موردعلاقه‌اش است، یکدفعه صدای زنگ آیفون به‌صدا درمی‌آید.
چنان از ترس می‌پرد که نفسش لحظه‌ای بند می‌آید.
با خودش فکر می‌کند من که منتظر کسی نیستم.

از جایش بلند می‌شود و نزد آیفون تصویری خانه‌اش می‌رود.
با دیدن کسانی که انتظار می‌کشند تا در را برایشان باز کند صورتش درهم فرو می‌رود.
ناخودآگاه اخم می‌کند.

در چنین شرایطی چه انتخابی می‌تواند انجام دهد؟!

یا باید در را باز کند و با وضع خانه‌ی آشفته‌اش خجالت بکشد یا این‌که وانمود کند در خانه نیست.
درصورت انتخاب روش دوم، فقط خدا کند که چراغ‌ها حضور او را در خانه برملا نکنند وگرنه بعدا مورد خشم مهمانان ناخوانده‌اش قرار می‌گیرد.

پس بهتر است حداقل نیم‌ساعت قبل از رفتن به جایی، آن صاحب‌خانه‌ی فلک‌زده را در جریان قرار دهیم.
تا لااقل بتواند چای‌ای دم کند و خانه‌اش را اندکی مرتب کند.

و بدین‌گونه دیگر شاهد شرمندگی‌اش نباشیم یا از میزان آن بکاهیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.